حلما گلی حلما گلی ، تا این لحظه: 6 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

یا رب نظر تو برنگردد

حلمایِ من! گلِ یاسِ بهشتیِ من...

قشنگترین تجربه ی سخت زندگیم!!!! بیییییینظیر بودی فرشته ی من...

یا رب نظر تو برنگردد

بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست.
با این تصمیم می‌گذارید
که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد .

(الیزابت استون)

خدایا خودت مراقب همه کوچولوها باش قلب

 

حتما از موضوع آشپزی وبلاگ ما دیدن کنید! عینک

 

"...کودکی دکمه ی ِ بازگشت ندارد ، پس کودکی ِ کودکانمان را به یاد ماندنی بسازیم..."

باز آمد بوی ماه مهرررررر

سلااام سلام سلام ببخشید از غیبت طولانی و ممنون از حضورتون و احوال پرسی هاتون حلماگلی ما کلاس اولی شده با اعمال شاقه!! چه اوضاعیه خداوکیلی این کلاسای آنلاین ایشالله میام عکس میزارم براتون کلی دوستتون دارم
2 مهر 1399

98.8.14

سلام به همگی امیدوارم حال دل همتون خوب باشه و لطف خدا شامل حال تک تک تون باشه.... من که این روزها اصلا خوب نیستم و دل و دماغ هیچ کاری ندارم.... روزهای تکراری بی دلخوشی میگذرن.... تنوع این روزهای تکراری شروع یه درد جسمی جدید شده فقط!! منم که از دکتر رفتن متنفرمو.... کاش زودتر این روزها بگذرن!! البته به سلامتی! میتونم خواهش کنم برام دعا کنید؟؟؟ این اولین خواهش من از شما دوستان مجازی هستش. دلم براتون تنگ شده بود و گفتم کمی درد دل کنم باهاتون. دوستتون دارم. این وبلاگ رو هم خییلی دوست دارم. این زندگی بی رحم رو هم دوس دارم. برای حال دلم دعا کنید...
14 آبان 1398

کاردستی های حلما جون در سال تحصیلی 98-99

1- کاردستی چراغ راهنمایی یه جعبه کوچولو و یه لوله دستمال کاغذی بزرگ و چند تیکه مقوا شد وسایل ساخت این چراغ راهنمایی 2- کاردستی زبر و نرم و سفت   3- کاردستی بهداشت دهان و دندان با لوبیا چشم بلبلی دندون ساختیم و مسواکش رو هم با بند وصل کردم که نیوفته یه وخت. البته فکر کنم لوبیا سفید بهتر بشه ولی من تو خونه نداشتم. 4- کاردستی پری دریایی اول رنگ زدن خانو گل، بعد دوربری کردن بی کمک من!   ...
10 آبان 1398
1385 13 10 ادامه مطلب

روز جهانی کودک 1398

سلام عزیز دلم امسال تصمیم داشتم روز جهانی کودک برات متفاوت تر باشه. اول میخواستم یه کیک و جشن کوچولو بگیرم ولی بعدش به پیشنهاد دوستام، هممون دسته جمعی واسه جوجه هامون بلیط سینما گرفتیم و برای اولین بار بود که تجربه سینما رو داشتی و خیلی هم دوس داشتی. اونجا برنامه های متفاوت و جذابی واسه بچه ها تدارک دیده بودن. دوتا حلماگلی کنار هم :) به درخواست خودت بادکنک رو شکل سگ درست کردن برات، ولی همه دخترا سفارش گل میدادن.   ...
10 مهر 1398

دختر پیش دبستانی من!

سلام به دختر زیبای خودم کی اونقدر بزرگ شدی فندق که بخوای بری پیش دبستانی؟؟ وسایلش رو از شب قبل آماده کردم و بالاخره دختر ما هم با ذوق و شوق وصف ناشدنی در پناه قرآن راهی پیش دبستانی شد! تا وارد کلاس شدیم سریع دوستات رو پیدا کردی و پیششون نشستی! همه با هم روی یه نیمکت! با انرژی شروع کردی ! ایشالا تا آخرش همین فرمون برو! دلبرک جان! تو بزرگتر، من صبورتر. در این روزها و لحظه ها بخند و شادی کن، یاد میگیری، بزرگ میشوی، درس میخوانی، و میفهمی که "شادی" و "آرامش" بهترین دست یافته های زندگی ات خواهد بود! با تمام وجود برایت آرزوی موفقیت میکنم و به وسع...
2 مهر 1398

یه ساعت به وقت آشنایی با مربی و همکلاسی های جدید و بازی

سلام عشق! بلاخره آرزوت برآورده شدی دوباره رفتی مهد پیش دوستات! ای جانم! چ زود بزرگ شدی و روی فرش قرمز پیش دبستانی ایستادی نفس جان! کلی و بازی و شادی کردین فدای لبخند ملیحت عشق جان! هدیه گرفتین  و با محیط کلاس تون آشنا شدین یه شروع خوب! یه خانوم با کلاس و با شخصیت و یه معلم مهربون دعا میکنم تا آخر این سال تحصیلی همین ذوق و شوق امروزت رو حفظ کنی!! خدایا فقط به امید خودت. ...
27 شهريور 1398