همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

برام هيچ حسى.. شبيه تو نيست...

گزارش شرکت حلما گلی چهار ساله در مراسم ظهر عاشورا 1397 - محله قصرالدشت شیراز

دلم نیومد عکسی رو حذف کنم، همه عکسا نشون دهنده حال و هوای دختر خوبم در مراسم ظهر عاشورا هستش. امام حسین نگهدارت باشه عشقم به فدای لب عطشان حسین در انتظار کاروان کربلا     امام حسین حافظ و نگهدار همه بچه ها باشه... عزاداری هاتون قبول محرم1397     ...
31 شهريور 1397

ز کودکی خادم این تبار محترمم

شب سوم محرم 1397 شب خانوم رقیه سه ساله حلما گلی در جمع کودکان کانون رهپویان وصال شیراز شب چهارم محرم     از دومین ماهگرد تا سه ماهی حلما گلی - 1393 حلول ماه محرم تسلیت باد.... گزارش عزاداری حلما گلی در دهه محرم 94 گزارش عزاداری حلما کوچولو در صبح تاسوعا 94 حلما خانوم و مجلس عزای اباعبدالله الحسین ع عاشورای سال 1395 حلمای من! نگرانتم مادر.......... :( شب های محرم 96 ظهر عاشورای حسینی 96   ...
24 شهريور 1397

حلمای من! نگرانتم مادر.......... :(

این جریان مربوط به سه شنبه 95/7/27 هست. شب حدود ساعت 11 بود که من و زن دایی نشسته بودیم رو مبل، و شما هم کمی اونطرف تر روی صندلی خودت جلو تلویزیون بودی همه چی جلوی چشم خودم اتفاق افتاد! داشتی هی صندلی رو میبردی جلوتر و به میز تلویزیون نزدیک تر میشدی... که پایه صندلی به فرش گیر کرد.. هرچی تلاش کردی صندلی جلوتر نمیرفت! که یهو با سر رفتی تو میز تلویزیون تمام میز تلویزیون غرق خون شد.. فرش... خودت و من! شکه شدم ! اصلا عکس العمل خوبی نبود ولی ناخودآگاه فقط جیغ زدم و یا ابالفضل گفتم... دنیا رو سرم خراب شده بود!! فورا بابایی اومد بغلت کرد و با همون لباس خونه، زن دایی خداروشکر تازه از بیرون اومده بود و سوییچ ما...
15 آبان 1395

عاشورای سال 1395

امسال بخاطر شما صبح عاشورا رفتیم محله قصرالدشت تا شما کاروان شتر ها و سینه سزنی ها رو تماشا کنید. خیلی خوب. لبیک یا حسین یا رقیه بنت الحسین قبول باشه عزاداری هات گلم ادامه مطلب رو ببینید. داشتم ازت عکس میگرفتم که یه خانوم عکاس هم ازم اجازه گرفت تا اونم عکس بندازه از شما... ...
21 مهر 1395

حلما خانوم و مجلس عذای اباعبدالله الحسین ع

امسال واسه مراسم شب ها میرفتیم مجلس کانون رهپویان وصال که دوباره رد همون خیابان شهید آقایی برگزار میشد. حلما خانوم ما عاشق تکون دادن پرچم بود و دوست داشت پرچم دار باشه... ...
18 مهر 1395

گزارش عزاداری حلما کوچولو در صبح تاسوعا 94

سلام مهربونم امسال صبح تاسوعا خوابمون برد و به هیچ مراسمی نرسیدیم واسه همین به همراه بابایی رفتیم که فقط دسته های زنجیرزنی تماشا کنیم! اولش فکر کردیم انقدر دیر اومدیم که همه رفتن خونه ولی وقتی رسیدیم به محله قصرالدشت دیدیم وای انگار تازه شروع شده و دقیقا به موقع رسیدیم! بقیه عکس ها در ادامه مطلب...   قافله شترها... زنگ کاروان... اونروز هم شما رو سقا کردم و هم عروسک مورد علاقه ات "محمد" رو! و هردوتون رو بردیم که عکس بگیریم. لباس سبز پارسالت رو هم تن محمد کردم که با هم ست باشین! اونجا شتر و اسب آورده بودن و خیمه ساخته بودن و.... چ خبر بود خلاصه! شما که چشم از شتر ها برنمیداشتی! و کلی...
6 آبان 1394