همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

برام هيچ حسى.. شبيه تو نيست...

حلما گلی در 23 ماهگی - ماه رمضان 95

عاسق این موهاتم... تک تک پیچ و تاب موهات... فازی  و دایی  حلما گلی دختر کوه نمک معرفی میکنم یه دونه دخترم... عروسک خونه ی ما مامان نفیس با دندون آبسه کرده ی مجدد!! رستوران کاکتوس رستوران کهن وقتی دخملی نمیخواد سرش رو از رو موبایل بلند کنه حلما عسل و بهار خانوم اینم النگوی فیروزه ، ست مادر و دختری ، سوغات مشهد ...
22 تير 1395

جانان من و دایی امیرحسین و زن دایی فازی تابستان 95

دایی امیر و زن دایی فازی چند روزی بیشتر تابستون مهمونمون نبودن! حلما خانوم خییییییییییییلی دوسشون داره... این عکس ها روایت همون چند روز هستن... همیشه شاد باشی نفس! ...
1 تير 1395

آتلیه 22 ماهگی - عموفیتیله ها

چند روز پیش یکی از دوستانم در تلگرام به من پیام داد که اگه دوست داری حلما گلی رو بیار که عمو فیتیله ها میان تو آتلیه فیتیله لند و عکس بگیرید. منم که نوستالژی بچگی هام بودن عموها کلیییییییییی خوشحال شدم و نوبت گرفتم هم واسه شما هم واسه حنا گلی! خلاصه اون روز رفتیم ولی خییییییییییییلی شلوغ بود و از اونجاییکه اینجا ایران است و کلی هم پارتی بازی و حدود یکساعتی معطل شدیم تا نوبتمون شد! ولی خیلی خوب بود! من که خیلی ذوق کردم! تمام مدتی که تو نوبت بودیم حلما خانوم کلیپ های عمو ها رو تماشا میکرد، منم واسه اینکه شما خوشحال باشی به پسرخالم، آقا مرتضی گفتم که همرامون بیاد و اونم با این همه مشغله ی دکتری و تدریس و......
16 خرداد 1395

سوم شعبان 95، میلاد امام حسین و جشن منزل عزیزجان

هر سال عزیزجان منزلشون جشن میلاد کربلائیان رو میگیرن امسال من واسه شما لباس سبز انتخاب کردم، چقدرم بهت میومد خانوم خانوما! بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید... حیاط خونه عزیزجان و بابا دکتر! فدای ژست گرفتنت! حلما گلی عاشششششششق ازگیل هستش ! وقتی هنوز نرسیده بودن هی میگفت میخوام! بهش گفتیم خب اینا تُرشه! هیچی دیگه... تو ذهنش جا افتاده که اسم ازگیل ترشی هست !! الان تو این عکس حلما خانوم مشغول چیدن ترشی هستن! جورا شلواری خوشکلش اینم کیک جشن میلاد امام حسین ع به سلیقه مامان نفیس که از شیرینی میترا سفارش دادیم و عالی شده بود! خودمم فکر نمیک...
18 ارديبهشت 1395

سفرنامه دبی - قسمت دوم

صاحب چشمانی که آرامش قلب من است و صدایش دلنشین ترین ترانه من است از بودنت برای من عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم! چه خوب شد به دنیا آمدی وچه خوبتر شد که دنیای من شدی ادامه عکس ها در ادامه مطلب.... صبحانه ی روز سوم در هتل اُبِروی دوبی مول، حلما کوچولو و مجسمه های شتر! به نیت رفتن لب دریا سوار اتوبوس های گردشگری شدیم . توضیحات فارسی در اتوبوس درباره ساختمان ها و تاریخچه دبی و... خیلی خوب بود  ولی کم کم حلما گلی خوابش گرفت و نرسیده به محله ی جُمِیرا کاملا خوابید! و سهم مامان نفیس از دریا تنها دیدن چند ثانیه رنگ زیبای آبی دریا بود! ...
3 ارديبهشت 1395