همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

برام هيچ حسى.. شبيه تو نيست...

سفرنامه کیش - فروردین 97

سلام اینم عکس های سفر 3 روزه حلما گلی به کیش. با ما باشید! نمیدونم کارتون "موانا" رو دیدید یا نه؟ یه مدت خواب و خوراک حلما جون دیدن این کارتون بود! یک "کارتون انگیزشی" با گرافیک عالیییییییییییی از یه دختر شجاع که به دل اقیانوس میزنه! یعنی بچم عاشق اقیانوس بود و تو این 3 سال نشده بود بریم دریا رو ببینه و انقدر میگفت بریم اقیانوس میخوام گوش ماهی بردارم!! تا اینکه بالاخره جور شد و رفتیم مثل موانا کنار ساحل اقیانوس ساحل اسکله جدید هتل شایان پاساژ گردی با یه ...
5 ارديبهشت 1397
2137 40 21 ادامه مطلب

سفرنامه دبی - قسمت دوم

صاحب چشمانی که آرامش قلب من است و صدایش دلنشین ترین ترانه من است از بودنت برای من عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم! چه خوب شد به دنیا آمدی وچه خوبتر شد که دنیای من شدی ادامه عکس ها در ادامه مطلب.... صبحانه ی روز سوم در هتل اُبِروی دوبی مول، حلما کوچولو و مجسمه های شتر! به نیت رفتن لب دریا سوار اتوبوس های گردشگری شدیم . توضیحات فارسی در اتوبوس درباره ساختمان ها و تاریخچه دبی و... خیلی خوب بود  ولی کم کم حلما گلی خوابش گرفت و نرسیده به محله ی جُمِیرا کاملا خوابید! و سهم مامان نفیس از دریا تنها دیدن چند ثانیه رنگ زیبای آبی دریا بود! ...
3 ارديبهشت 1395

سفرنامه دوبی - قسمت اول - فروردین 95

امسال من و شما و بابا دکتر و عزیزجان اواخر فروردین رفتیم دوبی! در واقع باباجون سمینار داشتن و ما هم با اجازه بابایی رفتیم همراهشون. اولین سفر هوایی حلما گلی! خییلی برنامه ریختیم واسه تفریح ولی متاسفانه نشد زیاد جایی بریم و خلاصه ناهماهنگی های زیادی باعث شد که سفرمون اونجور که میخواستیم نشه! حالا به مرور عکس ها رو اینجا برات میذارم ... خداحافظی با دایی امیرحسین.... ظهر یکشنبه پرواز داشتیم به شارجه و دوستمون به استقبالمون اومد و با ماشین ما رو برد به هتل، البته با یه اشتباه کوچیک در اسم هتل چیزی حدود سه ساعت چرخیدیم تا پیدا کردیم هتل رو! خب واسه هتل قرار بود بریم ابروی هتل، که کنفرانس بابایی هم او...
29 فروردين 1395
4858 10 13 ادامه مطلب

سفرنامه کرمان - روستای تاریخی میمند

خب دیگه سفر چهار روزه ی ما به کرمان تمام شد. فقط در مسیر برگشت به شیراز به روستای تاریخی میمند رفتیم. بد نبود! کندوان تبریز خییییییییلی قشنگ تر بود! اینم عکس های ما... هوا سرد شده بود حسابی... فکر میکردیم نزدیک باشه به کرمان و خودمون اصلا گوگل مپ رو توی این سفر استفاده نکردیم و همش با عمو محمد رفتیم و زدیم جاده! که البته اشتباه کردیم! شاید اگه میدونستیم این همه مسیرمون دور میشه اصلا نمیرفتیم. ولی خب خالی از لطف هم نبود! حدود ساعت 2 زدیم کنار یه جایی وسط راه و جوجه درست کردیم... اینجا ورودی روستای سنگی بود! اینجا هم مسجد روستا بود... ...
5 فروردين 1395

سفرنامه کرمان - ارگ بم

روز سوم سفر رو رفتیم بم رای دیدن ارگ بم ! وااااااای که بابایی چقدر بی ذوقه در دیدن آثار باستانی البته حقم داشت تا حدودی چون مسیر تقریبا ناهموار بود و ممکن بود شما زمین بخوری و تمام مدت بغل بودی و حسابی بابایی خسته شده بود .   همین که وارد شدیم شما تشنتون شد... اینم یه عکس دوتایی خوشکل عکس با عمه اطهر و در راه برگشت... نگاه بابا و دختری به میراث تاریخی ایران زمین... خداحافظی با ارگ بم ...
4 فروردين 1395

سفرنامه کرمان - شهداد

عمو محمد همش از گرم ترین کویر ایران تعریف میکرد و قرار شد که بریم و ماشین کرایه کنیم واسه کویر گردی و لی روزی که رفتیم تا شهداد و ناهار خوردیم و رفتیم و رسیدیم به کلوت طوفان شن شد و چون هوا هم ابری بود گفتن امروز نمیشه و برگشتیم کرمان! ولی همونجا شما کلی بازی کردی... عکسات رو ببین... دختر بلا ! ...
3 فروردين 1395

سفرنامه کرمان - بازار و حمام گنجعلی خان

مسافرت امسال عید رو هم دوباره با خانواده بابایی رفتیم.. باباجون، مامان محبوبه،عمه اطهر، عمو محمد و شریفه جون. خیییییییییلی خوش گذشت خداروشکر. اینم از گزارش سفر نوروز امسال. خب! روز اول رفتیم بازار و حمام گنجعلی خان. وروردی بازار یه دکور هفت سین قشنگ بود که کلی عکس گرفتیم! ادامه عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید... یه آقایی هم بود درحال مس گری که تو خیلی خوشت اومده بود ازش! بهش میگفتی آقااااا  از بس که شیطونی شما، همش بغل باباجون بودی که گم نشی یهو! اینم حلما گلی، باباجون، مامان محبوبه و عمه اطهر بعد از بازار گر...
2 فروردين 1395

گردشگر کوچولو در ماسوله / آتلیه 11 ماهگی

خب صبح سه شنبه از تبریز راه افتادیم به طرف رشت و سر راه از خلخال گذشتیم و نزدیکای غروب بود و ابر ها و مراتع مناظر زیبا و چشم نوازی ساخته بودن و ما هم پیاده شدیم از ماشین و چندتایی عکس گرفتیم! شب رسیدیم رشت و استراحت کردیم و صبح زود راه افتادیم سمت ماسوله! ماسوله فوق العاده قشنگ بود! و کلی عکس گرفتیم اونجا. آتلیه هم رفتیم و با لباس سنتی گرفتیم که در پست بعدی برات میذارم عکساش رو... در ادامه مطلب عکسایی که با دور بین خودمون گرفتیم رو گذاشتم! اینجا نزدیکای خلخال هستش! فدای خنده هات عزیزکم! من عاشق این ابرهای پشت سرمون بودم... اینم عکس شما و بابایی و غروب آفتاب ...
5 مرداد 1394
5124 10 18 ادامه مطلب

توریست کوچولو به تبریز میرود!

سلام به خورشید مهربونی ها انشاله که همیشه لبت خندون باشه عزیزدلم این چندروزه برای تعطیلات عید فطر رفتیم مسافرت به تبریز! خیلی دور بود ولی خوش گذشت! تو هم مثل همیشه فوق العاده بودی و خیلی همکاری کردی و بیشتر مسیر رو خوابیدی!! در ادامه مطلب عکسای سفرمون رو گذاشتم ... البته به مرور بهشون اضافه میشه عکسا! صبح پنجشنبه از شیراز رفتیم تهران و شب رو مزاحم خاله زهرا شدیم! صبح جمعه راه افتادیم به مقصد تبریز! همون شب تا رسیدیم با اینکه خیلی خسته بودیم ولی به اصرار دوستای بابایی رفتیم ایل گلی برای شام! فردا صبحش که همش خواب بودیم از خستگی و عصرش رفتیم به مقبره شهریار! جیگر ...
4 مرداد 1394

اولین مسافرت حلما گلی در نوروز 94

اول سال نو به همه دوستان مبارک ما امسال از 27 اسفند راهی شدیم و تا 1 فروردین قشم بودیم. در مسیر حلما گلی مثل همیشه خیلی دختر خوبی بود. در ادامه عکس های یادگاری ما از سفرمون رو میتونید ببینید...   چمدان مخصوص عسل خانوم اینجا قشم... شما و باباجون و عمو جون دی جی حلما حلما گلی و مامان نفیس در روز اول فروردین 1394 جیگر ژست شما اینجا شما لب دریا نمیدونم در چ فکری هستی.... تو این عکس بغل مامان محبوبه هستی بعدش بلیط خریدیم و رفتیم سوار قایق شدیم برای دیدن دلفین ها و بابایی محکم شم...
4 فروردين 1394
5608 10 12 ادامه مطلب
1