همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

برام هيچ حسى.. شبيه تو نيست...

حلمای من! نگرانتم مادر.......... :(

این جریان مربوط به سه شنبه 95/7/27 هست. شب حدود ساعت 11 بود که من و زن دایی نشسته بودیم رو مبل، و شما هم کمی اونطرف تر روی صندلی خودت جلو تلویزیون بودی همه چی جلوی چشم خودم اتفاق افتاد! داشتی هی صندلی رو میبردی جلوتر و به میز تلویزیون نزدیک تر میشدی... که پایه صندلی به فرش گیر کرد.. هرچی تلاش کردی صندلی جلوتر نمیرفت! که یهو با سر رفتی تو میز تلویزیون تمام میز تلویزیون غرق خون شد.. فرش... خودت و من! شکه شدم ! اصلا عکس العمل خوبی نبود ولی ناخودآگاه فقط جیغ زدم و یا ابالفضل گفتم... دنیا رو سرم خراب شده بود!! فورا بابایی اومد بغلت کرد و با همون لباس خونه، زن دایی خداروشکر تازه از بیرون اومده بود و سوییچ ما...
15 آبان 1395

مجسمه های عشق مادر

خیلی وقت بود دنبال این مجسمه ها بودم... خودم خیلی دوسشون داشتم... دیگه مصادف شد با روز دختر و اینا شدن یادگاری های حلما گلی از طرف مامان نفیس بمناسبت روز دختر سال 95! دختر نازم! از تو ممنونم !! از اینکه اجازه دادی رویاهای زندگی ام را به پای تو بریزم و با هر خنده ات به رویاهای من جان بخشیدی... از اینکه رویای مادر شدن را به نام تو احساس کردم و با هر نگاه مهربانت به من جانی دوباره بخشیدی... از اینکه ماه مرداد را برای من زیبا نقش بستی و با حضورت به ماه مرداد اعتبار بخشیدی... وقتی نگاهت می کنم خداوند را به خاطر تمام مهربانی هایش سپاسگزارم... از اینکه به من اجازه داد در دومین سالگرد آفری...
18 مرداد 1395

روز مادر مبارک.

سلام و روزتون بخير در بهشت هم خشكساليست ..... اين را از تَرَك هاي كف پاي مادرم فهميدم.   میخوام امسال روز زن و روز مادر رو متفاوت تبریک بگم... میخوام تبریک بگم به تمامی زنانی که مادر نیستند اما هر لحظه قلبشون برای بچه ها میزنه... میخوام تبریک بگم به تمام دخترانی که عاشق شدند و روحشون رو تقدیم کردند اما از بی وفایی روزگار تنها موندند... میخوام ویژه تر تبریک بگم به زنانی که فقط چند روز یه بچه رو تو وجودشون احساس کردند و به هر دلیلی از دستش دادند و هرگز اونو ندیدند... جسم ملاک نیست، روحت زن شود کافیست!!! زنان خاص و ویژه سرزمینم تبریک مرا بپذیرید. با تمام وجود همتون رو د...
12 فروردين 1395

برای دخترکم

دختر گلم این متن رو امشب جایی خوندم و به دلم نشست تقدیمش می کنم به تو که عزیز ترینمی   دخترکم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ.... چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی.... کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن... دخترکم به سوی کسی که ناز میکند دست نیاز دراز نکن... بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی.... دخترکم تو زیباترینی... . همیشه با این باور زندگی کن... خودت را فراموش نکن... . شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد.... اما به یاد داشته باش.... کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرن د.... دخترک من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست.... اشتباه که کردی برخیز.... اشکالی ندارد.... بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگوین...
10 آذر 1393

خدارو شکر...

خدارو شکر میکنم که بهم این قدرتو داد که 2 سال مثل یه محقق در مورد بچه داری مطالعه کنم و از روز اول بارداری با هوشیاری کامل پایه های زندگی آیندتو دونه به دونه و درست بچینم... و خدارو شکر که باباییتم باهام همکاری کرد و نکاتیو که باید انجام میشد با کمک هم انجام دادیم. من به آینده خیلییییییییییییییییییییی امیدوارم، من به خوشبختی تو ایمان دارم، تو روزهای فوق العاده ای در پیش داری دختر زیبای من کاش الان که داری در بطن من، داخل وجود من جرعه جرعه آب حیات مینوشی و هرازگاهی با ضربه های کوچیک و مهربونت مامانو نوازش میکنی بدونی این مادر گرچه بی تجربه و خامه، گرچه بار اولیه که داره یه فرشترو پرورش میده...امااا...نهایت تلاششو کرده و میکنه که فرداها و...
7 مرداد 1393

مادر نه تکرار می شود ، نه تکراری .

از روزی که فهمیدم باردارم و با مشکلات زیادی روبرو شدم ... خودم و همسرم بشدت یه حسی مثل قدردانی از مادرامون در خودمون حس میکنیم! نمیدونم چه جور تعریف کنم حسم رو... فقط همینو میتونم بگم که... مادرم منو ببخش! و شرمنده ام که حتی همین الان هم که این حس رو دارم... بازم اذیتت میکنم!! بازم هه ی فشار های روحی خودمو به تو منتقل میکنم!! من خیلی بدم! میدونم! ولی اینو خوب میدونم که... بعد از خدا تو بخشنده ترینی.. مادر! یه دعا میکنم همه بگین آمیـــــــــــــــن   خدایـــا .....! به بزرگیـــــ قســـم … توعکس های دست جمعی …جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار... ...
26 اسفند 1392

به سلامتی مادر ...

به سلامتی مادر واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره! به سلامتی مادر چون اگه خورشید نباشه میشه گذرون کرد اما بدون حضور مادر زندگی یه لحظه هم معنی نداره! به سلامتی مادر که بخاطر ما اندام خوشکلش بهم خورد! ولی بازم ناراضی نیست! ...
26 اسفند 1392