همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

برام هيچ حسى.. شبيه تو نيست...

ست مادر و دختری که عاشقشم

سلام به همه دوستای مهرونم که تو این مدت با احوالپرسی موجب دلگرمی ما شدن. از همگی سپاسگزارم تو این مدت اتفاق های بد زیاد افتاد واسه حلما جون که باعث نگرانی زیاد من شد... اتفاقاتی که من اینجا ثبت نکردم... به عنوان مثال فردای روزی که بخیه های سر دخترم رو کشیدم بردمش پارک که مثلا بهش خوش بگذره ولی یهو بد از سرسره اومد پایین و دستش در رفت و دوباره ما تو اورژانس بیمارستان فرهمند فر بودیم تو صف رادیولوژی این شکلی یعنی هزاربار مردیم و زنده شدیم تا دستش رو جا انداختن و گفتن اگه یکبار دیگه همچین اتفاقی افتاد گچ میگیریم نمیدونم والا چی بگم... اما خب من اعتقاد دارم گر نگهدار من آنست که من میدانم ، شیشه را در بغل سنگ نگه مید...
28 آبان 1395

حلمای من! نگرانتم مادر.......... :(

این جریان مربوط به سه شنبه 95/7/27 هست. شب حدود ساعت 11 بود که من و زن دایی نشسته بودیم رو مبل، و شما هم کمی اونطرف تر روی صندلی خودت جلو تلویزیون بودی همه چی جلوی چشم خودم اتفاق افتاد! داشتی هی صندلی رو میبردی جلوتر و به میز تلویزیون نزدیک تر میشدی... که پایه صندلی به فرش گیر کرد.. هرچی تلاش کردی صندلی جلوتر نمیرفت! که یهو با سر رفتی تو میز تلویزیون تمام میز تلویزیون غرق خون شد.. فرش... خودت و من! شکه شدم ! اصلا عکس العمل خوبی نبود ولی ناخودآگاه فقط جیغ زدم و یا ابالفضل گفتم... دنیا رو سرم خراب شده بود!! فورا بابایی اومد بغلت کرد و با همون لباس خونه، زن دایی خداروشکر تازه از بیرون اومده بود و سوییچ ما...
15 آبان 1395

عاشورای سال 1395

امسال بخاطر شما صبح عاشورا رفتیم محله قصرالدشت تا شما کاروان شتر ها و سینه سزنی ها رو تماشا کنید. خیلی خوب. لبیک یا حسین یا رقیه بنت الحسین قبول باشه عزاداری هات گلم ادامه مطلب رو ببینید. داشتم ازت عکس میگرفتم که یه خانوم عکاس هم ازم اجازه گرفت تا اونم عکس بندازه از شما... ...
21 مهر 1395

حلما خانوم و مجلس عذای اباعبدالله الحسین ع

امسال واسه مراسم شب ها میرفتیم مجلس کانون رهپویان وصال که دوباره رد همون خیابان شهید آقایی برگزار میشد. حلما خانوم ما عاشق تکون دادن پرچم بود و دوست داشت پرچم دار باشه... ...
18 مهر 1395

عید غدیر 95 روز عقد محضری عمه

  بقیه عکس ها در ادامه مطلب... اینم تزیین من برای نون و پنیر سبزی سفره عقد خواهرشوهرم اینم خانوم خانوما واسه دوستانی که خواسته بودن ، در این لینک میتونید آموزش دامن پف پفی رو ببینید البته من دامن حلما گلی رو آماده خریدم ولی اینجا آموزشش کامله! ...
12 مهر 1395

آرمه داری یا ویارونه ی خاله فاطمه

سلام گل بانو ی من! عزیزترینم! چند روز پیش واسه خاله فاطمه ما آرمه داری بردیم با تزیین اختصاصی مامان نفیس! اینم عکساش:   ادامه مطلب رو ببنید و نظرتون رو بگید!   تزیین دیس برنج مجلسی به سبک مامان نفیس نمای بالا از تزیین برنج بشکل گل منوی غذا شامل : حلیم بادمجان، برنج مجلسی با مرغ شکم پر و ترشی، کلم پلو شیرازی با سلاد شیرازی، حلوا و خربزه و از همه مهمتر ته دیگ! تزئین کلم پلو شیرازی تزیین سالاد شیرازی   ...
6 مهر 1395

حلما جون و جشن تولد توت فرنگی ها

جمعه رفتیم جشن تولد ریحانه و فاطمه با تم توت فرنگی! من واسه شما یه لباس توت فرنگی دادم دوختن که خیلی خوب شده بود! یه جورایی بیشتر از صاحب مجلس توت فرنگی بودی!! البته لباس اونام قشنگ بود! مدل دامنی که برات چند ماهه عزیز جان خریدن و نگه داشته بودم تا در عقد عمه اطهر بپوشی رو اونام پوشیده بودن! خیلی خوش گذشت اون شب خداروشکر... اینم توت فرنگی خوشمزه خودم بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید....   این اولین پذیرایی جشن بود با شربت ویمتو اینم دخمل ما که اولش خجالت میکشید... دو عدد توت فرنگی شیرین ...
27 شهريور 1395

جشن سیسمونی گل پسر و آرمه داری خاله فاطمه

خب بالاخرهجشن سیسمونی خاله فاطمه هم فرا رسید! من و شما ست قرمز و مشکی پوشیدیم! البته جشن بخاطر گل پسر تم آبی و سفید داشت ولی ما لباس اون رنگی نداشتیم خب!! اینم خاله فاطمه و گل پسری، بهار خانوم و حلما گلی با شخصیت خودم! بقیه عکس ها به مرور در ادامه مطلب اضافه خواهد شد...   و اما قسمت خوشمزه ی جشن فدای احساس مادرانه ات عزیز...
19 شهريور 1395