حلما گلی حلما گلی ، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

از دومین ماهگرد تا سه ماهی حلما گلی

1393/8/28 11:44
نویسنده : مامان نفیسه
4,206 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نفسم

روزبروز شیرین تر و خواستنی تر میشی.....

قلبدختر ناز و قشنگم قلب اول از همه دو ماهگیت مبارک نفسم ماچ ماشالا ماشالا مامانی قلبمیبینی دخترم چه زود گذشت عزیز دلم؟خانومی مامان توی این ماه پیشرفتای زیادی داشتی خدارو شکرفرشتهنگاهات دقیق تر و کاملتر شده، گاهی وقتا با دقت به افراد یا اشیا نگاه میکنی. کنترل کامل روی دستات نداری اما حرکتاش بهتر شده و از همه مهمتر اینکه چند روزیه چنگ میندازی!صورت خودت اولین هدفه همیشهخنثیاما لباس من،موهام،صورتم،لباسای خودت،چیزای دور و برت و گاهیم صورت و لب بابام از چنگات بهره میبرننیشخند

نمیتونم بگم خیلییی خوش اخلاقی چون اینجوری خالی بستم!نیشخنداما صبحا و کلا وقتایی که تازه از خواب بیدار میشی خیلی خوش اخلاقی و کلی برامون میخندی و آقا و آگا میگیقلبالهی مامان قربون اون لبای کوچولوت برههههقلب

همچنان عاشق حموم و آبیقلبپوشکتو که باز میکنم کلییی میخندی و لذت میبریقلبآویز بالای تختو خیلییی دوست داری،امروز حدود نیم ساعت زیرش بودی و به عروسکاش نگاه میکردی،بهشون میخندیدی و هی آقا آقا میکردی الهی دورت بگردمقلبدرضمن سعیم میکردی دستاتو ببری سمتشون اما با دست راستت زیااد موفق نبودیماچماشالات باشه گلم ولی با دست چپت حسابی ازش سرو صدا در میاری مامانیماچ

این ماه وقتی روی شکمت میخوابوندمت راحت دست و پاتو جمع میکردی و زور میزدی و سرتو یه مقدار بالا میاوردی تشویق آفرین دختر با پشتکارم ماچ

باباتو خیلیی دوست داریقلبوقتی از سر کار میاد کلییی عاشقونه نگاش میکنیمژهباهمم کلی حرف میزنین!یه عالمه سر و صدای با مزه از خودت در میاری واسش!ماچامااااااااااااااااااااا منو ازون بیشتر دوست داریقلبگاهی وقتا که تو بغل بابایی بر میگردم نگات کنم میبینم محو تماشای منیقلبتا باهات حرف میزنم گل از گلت میشکفه و یه لبخند فوق العاده تحویلم میدیقلبالهی مامان پیش مرگت بشه نانازمقلب

 


محرم نزدیکه... پنجشنبه قبل از محرم که تعطیل بودم سریع آماده شدم و رفتم برات خرید محرمی! الهی قبونت برم من! سه دست لباس برات خریدم! خندونک یه سارافون دخملونه سبز با جوراب شلواری محبت برای جلسات زنونه ای که میخوایم بریم!

لباس محرمی سارافون سبز

یه دست لباس تریپ علی اصغر واسه شبهای دهه محرم که میخوایم بریم کانون!

لباس علی اصغر ع محرمی دخترم حلما لباس سقایی شیرخوارگان حسینی

و یه لباس مشکی واسه روز عاشورا و تاسوعا!

لباس مشکی عذای امام حسین ع کودکان و محرم

(البته واقعیتش چون دقیق سایزت رو نمیدونستم چند دست گرفتم برات! به عزیز جان هم قول داده بودم که لباس مشکی نگیرم ولی خیلی خوشم اومد از ایی لباس مشکیه و خریدمش! خندونک) و خداروشکر همش اندازت بود عزییییییییییییییییییییزم ! قبول امام حسین باشه دخترم. بوس

فردای خریدام رفتیم خونه مامان محبوبه و اونجا هم دیدیم واااااااااای مامان محبوبه هم یه دست لباس علی اصغر خریدن برات! البته خداروشکر یه سایز بزرگتر از اونی بود که من گرفته بودمو فکر کنم واسه سال دیگه انشاله اندازت بشه. دستشون درد نکنه.

روز سوم محرم رفتیم سفره حضرت رقیه خونه یکی از دوستام!

کودکان و سفره حضرت رقیه سوم محرم 93

روز جمعه ششی محرم رفتیم با عمه جون اطهر مراسم شیرخوارگان حسینی در مجتمع عاشقان ثاراله. خیییییییییلی مراسم خوبی بود. کلی ازت عکس گرفتن و تو گهواره خوابوندمت. محبت

شیرخوارگان حسینی 93 مجتمع عاشقان ثاراله شیراز

ز کودکی خادم این تبار محترمم محرم 1393 حلما سه ماهه حسینیه ثارالله شیراز شیرخوارگان حسینی

ز کودکی خادم این تبار محترمم محرم 1393 حلما سه ماهه حسینیه ثارالله شیراز شیرخوارگان حسینی

یا حسین

تا شب هفتم رفتیم مجلس ولی شب هشتم بابایی کاری براش پیش اومد و نرفتیم. اونشب خیلی ناآروم بودی و از بس گریه کردی کلافه شدم و بهت استامینوفن دادم تا بخوابی! فردا صبحش مثه هرروز خداحافظی کردم و رفتم سر کار و ساعت 12 عزیز جان بهم زنگ زدن که نفیس برو بیمارستان که حلما رو باباش برده تو هم پیشش باشی! سبز ببخشید خیلی دوس ندارم خاطرات اون روزا زنده بشه فقط اینو بگم که من در هشتم و نهم و دهم محرم بدترین روز های عمرم رو گذروندم و شما مریض شدی گریه و نشد بریم در مراسم تاسوعا و عاشورا شرکت کنیم... غمگین طی این ماجرا چون میخواستن از سرت رگ بگیرن، همه موهای خوشکلت رو تراشیدن خطا و خاله فاطمه از مراسم سید که پرچم امام حسین آورده بودن واسه تبرک، رفته بود کلی صحبت کرده بود که مریض داریم و یک ساعت اینو امانت بدین ببرم واسه مریض کوچولومونگریه خلاصه خوابوندنت رو پرچم آقا، خودش روضه بود...

عزیز جان یه دو روزی رفتن یونان و واست این لباسای خوشمل رو هدیه آوردن! دستشون درد نکنه.


به این پست عکس اضافه خواهد شد...............

پسندها (5)

نظرات (4)

فاطمهi
5 آذر 93 13:46
سلام مامان نفیسه دختر نازی داری خدا حفظش کنه ببخشید ی سوال داشتم.. تو عکسای سیمونیت ی مینی واش گرفته بودی فک کنم aeg بود میشه بگی چطوره؟ خودش هم میشوره هم خشک میکنه؟ یعنی تمام اتوماتیکه؟ قیمتش چنده ؟ و اینکه راضی هستی کلا ازش یا نه؟ ببخشید اگه امکانش بود جواب و برام میل کن چون من ممکنه گم کنم آدرس وبلاگو ممنووون
مامان نفیسه
پاسخ
سلام عزیزم آره AEG هست. عالیه. من که واقعا ازش راضیم. حدود یک ملیون شد یعنی بین نهصد تا یک و صد. دقیقش یادم نیست. نیم ساعته میشوره بعدشم خشک میکنه و تمام اتوماتیکه.
ثمين بانوثمين بانو
27 خرداد 97 10:03
محبت
ثمين بانوثمين بانو
27 خرداد 97 10:03
بوس
ثمين بانوثمين بانو
27 خرداد 97 10:04
فرشته