همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

برام هيچ حسى.. شبيه تو نيست...

سوم شعبان 95، میلاد امام حسین و جشن منزل عزیزجان

هر سال عزیزجان منزلشون جشن میلاد کربلائیان رو میگیرن امسال من واسه شما لباس سبز انتخاب کردم، چقدرم بهت میومد خانوم خانوما! بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید... حیاط خونه عزیزجان و بابا دکتر! فدای ژست گرفتنت! حلما گلی عاشششششششق ازگیل هستش ! وقتی هنوز نرسیده بودن هی میگفت میخوام! بهش گفتیم خب اینا تُرشه! هیچی دیگه... تو ذهنش جا افتاده که اسم ازگیل ترشی هست !! الان تو این عکس حلما خانوم مشغول چیدن ترشی هستن! جورا شلواری خوشکلش اینم کیک جشن میلاد امام حسین ع به سلیقه مامان نفیس که از شیرینی میترا سفارش دادیم و عالی شده بود! خودمم فکر نمیک...
18 ارديبهشت 1395

گزارش عزاداری حلما کوچولو در صبح تاسوعا 94

سلام مهربونم امسال صبح تاسوعا خوابمون برد و به هیچ مراسمی نرسیدیم واسه همین به همراه بابایی رفتیم که فقط دسته های زنجیرزنی تماشا کنیم! اولش فکر کردیم انقدر دیر اومدیم که همه رفتن خونه ولی وقتی رسیدیم به محله قصرالدشت دیدیم وای انگار تازه شروع شده و دقیقا به موقع رسیدیم! بقیه عکس ها در ادامه مطلب...   قافله شترها... زنگ کاروان... اونروز هم شما رو سقا کردم و هم عروسک مورد علاقه ات "محمد" رو! و هردوتون رو بردیم که عکس بگیریم. لباس سبز پارسالت رو هم تن محمد کردم که با هم ست باشین! اونجا شتر و اسب آورده بودن و خیمه ساخته بودن و.... چ خبر بود خلاصه! شما که چشم از شتر ها برنمیداشتی! و کلی...
6 آبان 1394

آتلیه 12 ماهگی - شانون

گلبرگ نازم!  واسه عروسی عمو میخواستیم سه تایی بریم آتلیه  ... من خیلی خوشحال بودم چون از بارداری دیگه با بابایی آتلیه نرفته بودم و خییییییییلی هم دردسر کشیدم واسه وقت گرفتن بخاطر یک سری ناهماهنگی ها  ... دست آخر چون عروسی تو باغ های طرف صنایع بود و ما قرار بود زود در مراسم حاضر باشه جهت خوشامدگویی به مهمانان... دنبال آتلیه تو معالی آباد بودم... در نهایت با اینکه آرایشگاه من 4/5 آماده کرد ولی ساعت 6 رسیدیم آتلیه و یه نفر رو جای ما فرستاده بود داخل و نوبت ما میشد 7 تا 8 ! بابایی که گفت دیر میشه و رفت به ما هم گفت بریم همراش ولی من دوست داشتم حتما عکس بگیریم و موندیم و واااااااااااااااااقعا خاله فاطمه خعلی لطف کرد اون رو...
9 مهر 1394

پدر جونه... پدر عمره... پدر عشقه که میمونه... 1394

سلام به گل یاس مامان میلاد حضرت علی مبارک! واسه روز پدر چند تا عکس با فوتوشاپ درست کردم که بابایی خیلی ذوق شون کرد... در ادامه مطلب همه شو گذاشتم .... روز جمعه هم رفتیم سد درودزن و شنبه هم که تعطیل بود ناهار خونه باباجون دعوت بودیم... عکساش رو بعدا برات میذارم. دستانت بوی زحمت , چشمانت رنگ خستگی , اما صدایت زنگ زندگی است پدرم, دستانت, چشمانت و صدایت را عاشقانه دوست دارم! احتیاجی به تسبیح نیست... دستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذکر دوست داشتن می گویم... چقدر من خوشبختم که تو همیشه کنارمی... بابا روزت مبارک ...
12 ارديبهشت 1394

حلما نوئل - آتلیه مامان

اینم از اولین کریسمس دختر قشنگم با لباس خوشجلی که خاله فتانم براش زحمت کشیدن و بافتن "سال 2015 مبارک" Newborn Christmas Happy new year 2015 MERRY CHRISTMAS این عکسا رو هم مامان نفیسه برات با فتوشاپ درست کرده! سعی کردم طبیعی باشن ولی نمیدونم چقدر موفق بودم! همیشه شاد باشی عزیز دل! christmas tree ...
13 دی 1393
3570 10 14 ادامه مطلب

پرنسس حلما به آتلیه میرود!! / 2 ماهگی - اتاق آبی

دختر ناز مامان در دوماهگیت یعنی دقیقا 65 روزگیت و تاریخ پنجشنبه 93.7.24 من و بابا و خاله فاطمه بردیمت استودیو اتاق آبی تا چنتا عکس خوجمل ازت بگیریم یه عکس توی بارداری با لباس تو گرفته بودیم،فردا قراره همون عکسو با خود خودت بگیریم الهی شکر که به اینجا رسیدیم و تورو توی بغلم دارم خانوم عکاس گفته بود قبل از رفتن به آتلیه یه حمام دبش ببریمت تا موقع عکس گرفتن شما لالا کنی... اما دقیقا وقتی که خانوم دوربینو به دست گرفت دخترک صورتی مام چشماشو باز کرد و با یه لبخند ژوکوند چشم دوخت به دوربین مبارک عکاس باشی!!! الهی مامان قربونت بره ... دیگه خلاصه با هزار زور و زحمت و تلاش من و خاله فاطمه و بابایی بنده خدا جنابعالی یه لالای کوچمولو کر...
25 مهر 1393