همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

برام هيچ حسى.. شبيه تو نيست...

نوروز 1395 و سال میمون مبارک!

خب اینم از عکس های عیددیدنی های حلما گلی که به مرور به این پست اضافه خواهد شد! و این آقا گاوه یکی از عیدی های دایی محمد بود! + دوتا تل خوشکل،50 تومن و... بعد از خونه دایی محمد رفتیم خونه دایی فرید که دیروقت بود و دیگه شما اصلا حوصله مهمون بازی نداشتیییییییییی دوستت دارم، عاشقتم نور دیده! ...
13 فروردين 1395

عقد خاله زهره و آقا اشکان در روز میلاد حضرت زهرا(س) 95.1.12

بقیه عکس های حلما خانوم و تزیین نونو و پنیر سفره عقد را در ادامه مطلب ببینید... عاشقتم اینم از عکس نون پنیرسبزی سفره عقد با هنرمندی نفیسه بانو عکس تازه عروس و داماد خودمون! و اینم یه مدل دیگه نان و پنیر و سبزی برای سفره عقد مدل رولتی که با نون ساندویچی درستیدم که خییییییییییلی استقبال شد! اینم قبل از برش زدن! آهای خانوم کجا کجا؟؟ ...
12 فروردين 1395

مهمونی عروس و داماد جدید 95.1.13

خب در ادامه عکس های عقد خاله زهره رو ببینیم  و یه مهمونی خودمونی  با خانواده داماد جدید و تزیینات مامان نفیس! اینم از دخمل بلا که آماده شده برای عقدکنون و یه چندتایی عکس بابا و دختری تو حیاط خونمون بعد از عقد واسه ناهار رفتیم سالن ، که شما همچنان عینک آفتابی رو بر نمی داشتی!! فرداش واسه ناهار همه مهمون عزیزجان  و بابا جون بودن! اینم از تدارک ما واسه ورود عروس و داماد گلمون  میزآرائی زیبا و قسمت فوق العاده ی این پذیرایی ژله های مامان نفیس بود: ژله زبرا ژ...
12 فروردين 1395

سفرنامه کرمان - روستای تاریخی میمند

خب دیگه سفر چهار روزه ی ما به کرمان تمام شد. فقط در مسیر برگشت به شیراز به روستای تاریخی میمند رفتیم. بد نبود! کندوان تبریز خییییییییلی قشنگ تر بود! اینم عکس های ما... هوا سرد شده بود حسابی... فکر میکردیم نزدیک باشه به کرمان و خودمون اصلا گوگل مپ رو توی این سفر استفاده نکردیم و همش با عمو محمد رفتیم و زدیم جاده! که البته اشتباه کردیم! شاید اگه میدونستیم این همه مسیرمون دور میشه اصلا نمیرفتیم. ولی خب خالی از لطف هم نبود! حدود ساعت 2 زدیم کنار یه جایی وسط راه و جوجه درست کردیم... اینجا ورودی روستای سنگی بود! اینجا هم مسجد روستا بود... ...
5 فروردين 1395

سفرنامه کرمان - ارگ بم

روز سوم سفر رو رفتیم بم رای دیدن ارگ بم ! وااااااای که بابایی چقدر بی ذوقه در دیدن آثار باستانی البته حقم داشت تا حدودی چون مسیر تقریبا ناهموار بود و ممکن بود شما زمین بخوری و تمام مدت بغل بودی و حسابی بابایی خسته شده بود .   همین که وارد شدیم شما تشنتون شد... اینم یه عکس دوتایی خوشکل عکس با عمه اطهر و در راه برگشت... نگاه بابا و دختری به میراث تاریخی ایران زمین... خداحافظی با ارگ بم ...
4 فروردين 1395

سفرنامه کرمان - شهداد

عمو محمد همش از گرم ترین کویر ایران تعریف میکرد و قرار شد که بریم و ماشین کرایه کنیم واسه کویر گردی و لی روزی که رفتیم تا شهداد و ناهار خوردیم و رفتیم و رسیدیم به کلوت طوفان شن شد و چون هوا هم ابری بود گفتن امروز نمیشه و برگشتیم کرمان! ولی همونجا شما کلی بازی کردی... عکسات رو ببین... دختر بلا ! ...
3 فروردين 1395

سفرنامه کرمان - بازار و حمام گنجعلی خان

مسافرت امسال عید رو هم دوباره با خانواده بابایی رفتیم.. باباجون، مامان محبوبه،عمه اطهر، عمو محمد و شریفه جون. خیییییییییلی خوش گذشت خداروشکر. اینم از گزارش سفر نوروز امسال. خب! روز اول رفتیم بازار و حمام گنجعلی خان. وروردی بازار یه دکور هفت سین قشنگ بود که کلی عکس گرفتیم! ادامه عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید... یه آقایی هم بود درحال مس گری که تو خیلی خوشت اومده بود ازش! بهش میگفتی آقااااا  از بس که شیطونی شما، همش بغل باباجون بودی که گم نشی یهو! اینم حلما گلی، باباجون، مامان محبوبه و عمه اطهر بعد از بازار گر...
2 فروردين 1395

سال 1395 میمون و مبارک! +لینک رایگان دانلود تقویم 95 لایه باز

به بهاری که هنوز قدمش خیس و نگاهش سرد است... به همان غنچه که باد میکشد ناز رخ گرمش را... و به نوروز سلام! سلام خانوم خوشکل من! الهی صدوبیست سال زنده باشی و تنت سالم، دلت خوش و لبت خندون باشه مامان جون! عشق کوچولوی من! سال نو مبارک! ببخش که فرصت آپدیت کردن وبلاگت رو ندارم! پس بهتره برم سر اصل مطلب! امسال عید سفره هفت سین پهن نکردم! واقعیتش زیاد حتی نرسیدم خونه تکونی درست و حسابی کنم و از طرفی هم از همون ساعات اولیه بعد سال تحویل عازم سفر شدیم... مقصد ما: کرمان! گزارش سفر رو برات به مرور میذارم گلم. راستی برات تقویم دیواری با عکسای خوشکلت توی این یک...
1 فروردين 1395