همه ی دنیــــــــای نفیــــــــس *** حلماگلی***

برام هيچ حسى.. شبيه تو نيست...

هفت سین با تم بره ناقلا

سلام عسلم امسال علاوه بر هفت سینی که عزیزجان و پدر جان برای شما زحمت کشیدن من خودم یه هفت سین کوچولو با تم ببعی درست کردم و سبزه عدس سبز کردم که بار اولم بود و سبزم یه کم کچل شد ولی تجره خوبی بود. این مجسمه های ببعی رو از تو ادارمون خریدم که سرجمع شد 13.500 تومن . اون عروسکای محلی رو هم وقتی با خاله جون فتانه رفته بودیم دنبال هفت سین واسه خاله فاطمه خریدم که خیلی دوسشون دارم. ...
31 فروردين 1394

اولین جشن چهارشنبه سوری آتیش پاره ی من

بقیه عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید... یه تاج به شکل شعله های آتیش برای آتیش پاره خودم  درست کردم که با مزه شد و عزیزجان و پدرجون و دایی محمد و زن دایی لیلا که مهمونمون بودن خیلی خوششون اومده بود این لباس خوشکلت رو هم دایی امیرحسین و زن دایی فائزه برات از کربلا سوغات آوردن. هی اینجوری با ذوق به پیتزا و تزیین فلفل دلمه ای نگاه میکردی کلی برات هممون شعر خوندیم تا حواست از پیتزا پرت بشه و شروع کردی به دست زدن تزیین فلفل دلمه ای ها ه شکل شعله های آتش و برش های سوسیس به عنوان هیزم خیلی محو فلفل ...
23 فروردين 1394
5063 12 11 ادامه مطلب

حاجی فیروزم... سالی یه روزم

سلام تربچه من خوبی گلم؟ یکی از همکارام تو اداره واسه دختر خواهرش یه لباس حاجی فیروز دوخته بودن و گرفتمش تا چند تا عکس ازت بگیرم... خیلی خوشت اومده بود از لباسه ... خیلی هم ماشالا بهت میومد ... حسابی خوردنی شده بودی بقیه عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید.... قربونت بشم مامان جون... ...
22 فروردين 1394

عروس کوچولوی هشت ماهه ی من

روز 20 فروردین که مصادف بود با 8 ماهگی عسل خانوم عروسی دعوت داشتیم هتل هما. این سومین عروسی بود که با حضور شما شرکت میکردیم... عزیزجان گفتن احتمالا لباس عروسی که روی سیسمونیت گرفتن اندازت شده. اولش باورم نشد ولی آوردم و تنت کردم و دیدم بله دقیقا اندازه بود. خیییییییییییییییلی ناز شده بودی یه تاج کوچولو هم قبلا برات گرفته بودم و اونم زدم تو سرت ماه شده بودی گلم. ماه ولی چون شب یه کم هوا سرد بود زیرش یه بادی سفید تنت کردم با این وجود لباست خیلی خوشمل بود. اونجا همه نیگات میکردن و بچه ها دورت جمع شده بودن. یه تیکه ی کوچولو هم فیلم گرفتم ازت که برات آپلود میکنم. اونشب خیلی خوش گذشت. اینم از عکسا: بقیه عکسا در ادامه مطلب ه...
20 فروردين 1394

7 ماهگی حلماگلی

هنوز باورم نمیشه که با این سرعت هفت ماه و نیم از با هم بودنمون گذشت... دختر نازم! باید اعتراف کنم که در این مدت هرگاه که تو لبخند زدی من خوشبهت ترین زن جهان بودم   امروز گفتم تا تعطیلات عیدم تموم نشده با هم بریم  و چندتا عکس ازت بگیرم اینم نتایج فعالیت امروز من عاشق شخصیت خانوم و با وقارتم حلماااااااااااااااااا یه کم هم رفتیم تو حیاط تو که خیلی ذوق زده شده بودی ...
11 فروردين 1394

اولین مسافرت حلما گلی در نوروز 94

اول سال نو به همه دوستان مبارک ما امسال از 27 اسفند راهی شدیم و تا 1 فروردین قشم بودیم. در مسیر حلما گلی مثل همیشه خیلی دختر خوبی بود. در ادامه عکس های یادگاری ما از سفرمون رو میتونید ببینید...   چمدان مخصوص عسل خانوم اینجا قشم... شما و باباجون و عمو جون دی جی حلما حلما گلی و مامان نفیس در روز اول فروردین 1394 جیگر ژست شما اینجا شما لب دریا نمیدونم در چ فکری هستی.... تو این عکس بغل مامان محبوبه هستی بعدش بلیط خریدیم و رفتیم سوار قایق شدیم برای دیدن دلفین ها و بابایی محکم شم...
4 فروردين 1394
5608 10 12 ادامه مطلب
1